به اینده فکر میکنم
به سنگینی بار خاطرهات گذشته
تلاش می کنم برای شاد بودن در اینده
به شادی می رسم و تنها چند لحظه بعد لبریز یاس و نا امیدی می شوم
چه میشود کرد؟شاید فکورانه ترین منطق زندگی در حال است اینکه گذشته که رفته و است و اینده ای که معلوم نیست باشد یا نه
به حال فکر میکنم ولی انقدر گریزان است که هرگز به تلاشی جان فرسا نمی ارزد
چه باید کرد؟شاید باید همیشه بین این سه معقوله معلق باشی
یا شاید خودت را کور کنی
یا اینکه از همچی دست بکشی…
سروش سلطانی
با الهاماتی از سخنان ارتور شوپنهاور

5 نظر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *