من

نه
نمی شود،نمی توانم
برای پا پس کشیدن دیر شده و برای ادامه دادن راهی نمانده.
نمی دانم
سقوط هم نمیتوانم بکنم.همیشه جایی برای سقوط هست،میتوانم سقوط کنم
شاید مشکل از من بوده،من غده ی ننگین این تن مریض بودم،نمیفهمم تا کی؟
برای تمام شدن چقدر باید صبر کنم.
ارام ،محو شده،برای رها شدن فرقی نمیکند محکم یا ارام،سقوط میکنم هرروز از خودم به خودم
پا پس میکشم از خودم به سوی خودم.
اری میشود مدت هاست چند نفر ام ولی همه صداهایشان شبیه هم است.
شجاعتش را ندارم نه نمیتوانم نه نمیتوانم
نمیتوانم بفهم.
احساسم چه شد
شاید در راه جایش گذاشتم
شاید روی میزی در کلاس
شاید روی یک صندلی دو نفری
شاید روی دست های کسی
به درک
بگذار بگندد،خرد شود

سروش سلطانی

2 نظر

  1. Mohammad

    برای رها شدن سقوط میکنم از خودم ب خودم پا پس میکشم از خودم ب خودم …
    خودم ب خودم …
    فرار از کسی ک وجودت باهاش آمیخته شده چقد قشنگ بود
    و اینجا ک چندین نفرم ک صدایشان شبیه هم است یعنی چندین شخصیت از من ک خواسته هایی متفاوت دارن ولی همه شون منم اما نهایتا کدوم من من اصلیه باید بهش فکر کرد …
    فوق العاده بود این متن سروش جان❤❤❤👏👏👏👏

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *